از اختراع تا مطالعه مغز انسان
مسیر فعالیت مجتبی بیگدلی از ابداع و طراحی مهندسی به روانشناسی، یادگیری، علوم شناختی و مطالعه عملکرد سیستم عصبی امتداد یافته است. علاقه به ساختن و یافتن راهحلهای متفاوت، نقطه مشترک این مسیر بوده است.
در روایت حرفهای او، تجربه طراحی در حوزههای مکانیک، انرژی، ایمنی، سازه و رباتیک در کنار مطالعه رفتار و یادگیری قرار میگیرد. پرسش محوری، یافتن ارتباط میان حوزههایی است که در نگاه اول از یکدیگر دور به نظر میرسند.
تفکر مهندسی در کنار علوم رفتاری
تجزیه مسئله، کشف روابط، طراحی الگوریتم و آزمون نتیجه، چهار مؤلفهای هستند که بیگدلی در توصیف شیوه کار خود به آنها اشاره میکند. در این نگاه، مشاهده یک رفتار میتواند منشأ طراحی یک ابزار باشد و یک اصل مهندسی میتواند پرسشی تازه درباره یادگیری ایجاد کند.
تحصیلات و زمینههای فعالیت
در سوابق ارائهشده، کارشناسی ارشد روانشناسی و مدرک DBA در مدیریت روانشناسی ذکر شده است. عنوان DBA در این معرفی، مدرک مدیریت است و به معنای دکترای پزشکی یا دکترای تخصصی روانشناسی نیست.
- روانشناسی، یادگیری و علوم شناختی
- مطالعه نوروپلاستیسیتی و عملکرد حرکتی و گفتاری
- اختراع، مهندسی، طراحی سیستم و الگوریتم
- مطالعه حرکت، ورزش و رویکرد فوتبال هوشمند
از شبیهسازی ذهن تا NCL
بیگدلی چارچوبی با عنوان «شبیهسازی ذهن بیگدلی» را توسعه داده و بخشی از این مسیر را با نام Neural-Cognitive Learning Bigdeli یا NCL ادامه داده است. در این چارچوب، عملکردهای پیچیده به اجزای کوچکتر یا «پازلهای رفتاری و عملکردی» تقسیم میشوند.
بررسی ورودیهای حسی ساختاریافته، پارامترهای تحریک و پاسخ فرد از موضوعات این رویکرد است. فرضیههای مربوط به سازوکار و دامنه اثربخشی آن باید از نتایج قابلاندازهگیری و تکرارپذیر پژوهشها تفکیک شوند.
TESLAVINCI؛ یک هویت فکری
TESLAVINCI نامی استعاری برای توصیف تفکر میانرشتهای است؛ الهام از نگاه اختراعی نیکولا تسلا و کنجکاوی لئوناردو داوینچی در علم، مشاهده، طراحی و مهندسی، در کنار علاقه به روانشناسی و یادگیری.
این نام عنوان دانشگاهی یا ادعای همسطح بودن با شخصیتهای تاریخی نیست. منظور، دیدن ارتباطهایی است که در نگاه اول دیده نمیشوند.
مفاهیم و پروژههای در حال توسعه
در سوابق حرفهای ارائهشده، مفاهیمی مانند Brain Language، Biological AI، شبیهسازی ذهن و فوتبال هوشمند نیز مطرح شدهاند. این نامها بیانگر حوزههای ایدهپردازی و توسعه هستند؛ هر ادعای کاربردی یا علمی درباره آنها نیازمند مستندات مستقل همان پروژه است.
مسیر پژوهش و آینده
هدف بیانشده، تبدیل مشاهدات به داده و دادهها به پژوهشهایی است که بتوان آنها را اندازهگیری، نقد، تکرار و مستقل ارزیابی کرد. مستندسازی نتایج، استانداردسازی پروتکلها و همکاری پژوهشی بخشی از این مسیر است.
مرزهای دانش، پایان مسیر نیستند؛ گاهی درست در همان مرزهاست که یک مسیر تازه آغاز میشود.
